چرا شعله عشق بعد از ازدواج فروکش میکند؟,زناشویی,زن و شوهر,عشق,ازدواج,تلفیق هویتها,شعله عشق,همسر,فروکش شدن شعله های عشق بعد از ازدواج,خشم,دروغ,رابطه صمیمی,فراموش کردن,جاذبه جنسی,رابطه جنسی,دوست داشتن,انرژی,استقلال,اعتماد به نفس,خیانت,پیوند,احساس,رابطه زوج ها,شور و عشق,فروکش شدن شعله های عشق بعد از ازدواج
فروکش شدن شعله های عشق بعد از ازدواج ازدواج
نداشتن فعالیتهای اشتراکی ــ معمولاً در ابتدای رابطه همه ما هیجان داریم که چیزهای جدید را با هم امتحان کنیم و ماجراهای جدید را تجربه کنیم. وقتی رابطه به شکل عادت درمی آید، درمقابل تجربیات جدید مقاومت میکنیم. بدگمان تر و انتقادی تر میشویم و تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با همسرمان نشان میدهیم. خیلی مهم است که علایق همسرتان را در نظر داشته و فعالیتهایی که هر دو از آن لذت میبرید را در کنار هم انجام دهید. عشق در خلاء نمیتواند وجود داشته باشد. کمی سرعت زندگیتان را پایینتر بیاورید و برای حرفزدن و ارتباط برقرار کردن با هم وقت بگذارید تا بتوانید صمیمیتتان را حفظ کنید. انجام کارهایی که به همسرتان نشان دهد دوستش دارید، به روشن نگه داشتن شعله عشقتان کمک میکند.
موج “مردگی” که بعد از ماه های پرهیجان اول، رابطه را در خود غرق میکند، باعث میشود خیلی از زوجها امید خود را از دست داده و جای دیگری جز رابطه شان به دنبال آن هیجان بگردند. باوجود یافته های محققان که نشان میدهد ۶۰-۳۰ درصد از زوجها در نقطهای از زندگی مشترک خود اقدام به خیانت میکنند، دیگر زمان آن رسیده که علل فروکش کردن هیجان روابط را بررسی کنیم.
زوجهای بیشماری شکایت میکنند که شعله عشقی که در آغاز رابطه شان بوده، فروکش کرده و خاموش شده است.خیلی ها آن را به گردن تفاوتهای بین دو طرف میاندازند که به مرور زمان و با شناخت بیشتر آنها را از هم دور میکند.
واقعاً چه چیز باعث میشود آن شور و اشتیاق اولیه به بی علاقگی و بی تفاوتی تبدیل شود؟ چه چیزی تپش قلب شما از روی هیجان را به بی حوصلگی و نارضایتی تغییر میدهد؟
برای تشخیص علت جدا کردن زوجها از هم، خیلی خوب است که با مفهوم “پیوند خیالی” آشنا شوید. پیوند خیالی به نوعی ارتباط اطلاق میشود که بعنوان جایگزینی برای یک رابطه عاشقانه واقعی عمل میکند. این توهم ارتباط و نزدیکی به زوج این امکان را میدهد که با وجود فاصله احساسی، خیالی از عشق و دوست داشتن برای خود داشته باشند.
همانطور که زنی که پس از شش سال زندگی مشترک در حال جدایی بود، می گفت، “من از کودکی از تنها ماندن میترسیدم اما این را هم میدانستم که از نزدیک بودن به یک نفر دیگر هم میترسیدم. ازدواج مشکل من را حل کرد: شوهرم از نظر فیزیکی آنجا بود، پس لازم نبود که از تنها ماندن بترسم و من هم طوری رفتار میکردم که او را در فاصله ای از من نگه میداشت که از نظر احساسی برایم قابل تحمل باشد.”
نزدیکی جسمی و فاصله احساسی از مشخصه های پیوند خیالی است. این پیوند زمانی شکل میگیرد که حس واقعی و جدی عشق، احترام و جاذبه با خیالات امنیت، ارتباط و محافظت جایگزین میشود. بااینکه همه اینها به نظر خصوصیاتی مثبت را یک ارتباط صمیمی میرساند اما جایگزین کردن یک اولویت فیزیکی میتواند هر رابطه صمیمی را خراب کند.
افرادیکه پیوند خیالی دارند، برنامه را به اتفاقات خودبخودی و امنیت را به عشق ترجیح میدهند. آنها سعی میکنند که با هم باشند اما بدون انرژی، استقلال و محبتی که روزی به زندگیشان رنگ میداد. خطر تلفیق زندگیمان با کسی دیگر این است که معمولاً احترام و علاقه ای که در ابتدا داشتیم را از دست میدهیم. حتی اینقدر صبر میکنیم که خودمان را هم در رابطه از دست میدهیم، به جای اینکه ویژگیهای خاصی که به ما اعتمادبه نفس میداد و باعث جذب شدن همسرمان به ما شده بود را حفظ کنیم. وقتی زوجها این حسهای واقعی را به هم از دست میدهند، به جای اینکه با این روند مخرب مبارزه کنند، یا رابطه را دور می اندازند یا عمیقتر در خیال ترس از دست دادن همدیگر و تنها ماندن فرو میروند. خوشبختانه این احساسات و هیجانات قابل برگشت هستند.
پیوندهای خیالی به صورت دائم وجود دارند. بعضی زوجها در این خیالات عمیقتر میشوند. بیشتر افراد بین لحظاتی که واقعاً صمیمی و نزدیک هستند و لحظاتی که خیال را جایگزین عشق واقعی میکنند، در نوسانند. با تشخیص میزان درگیر کردن خودتان در پیوند خیالی میتوانید با عادات و رفتارهای منفی مبارزه کرده و مراحلی جدید و هیجان انگیز از رابطه تان را تجربه کنید. در زیر به چند راه اصلی به شما معرفی میکنیم که کمکتان میکند بفهمید تا چه اندازه درگیر پیوند خیالی شده اید و چطور با آن مبارزه کنید.
از دست دادن جاذبه جنسی ــ وقتی در پیوند خیالی باشیم، به مرور زمان مقداری جاذبه جنسیمان به او را از دست میدهیم. تکیه کردن به کسی برای اینکه از ما مراقبت کند یا ما از او مراقبت کنیم، فشار سنگینی بر رابطه مان وارد میکند. کمکم آن فرد را جزئی از خودمان میبینیم و در آن چارچوب، شعله آن عشق که ما را به سمت هم کشیده بود، کمتر میشود. وقتی به طرفمان بعنوان فردی مستقل با شخصیتی جذاب نگاه کنیم، هیجان همیشه در رابطه مان خواهد ماند.
تلفیق هویتها ــآیا وقتی به رابطه تان نگاه میکنید، میتوانید راههایی که شما و همسرتان پا روی مرزهای همدیگر میگذارید را تشخیص دهید؟ آیا به جای اینکه بگویید، «او» یا «من»، میگویید «ما»؟ حفظ استقلال شخصیتهایمان در رابطه، بهترین راه برای حفظ جذابیت طرف مقابلمان است، این جدا کردن شخصیتها از هم نه تنها شما را از هم دورتر نکرده بلکه باعث میشود همسرتان جذابیت بیشتری برایتان داشته باشد. موقعیتی که برای بار اول عاشق میشوید را در نظر بگیرید. براساس همان خصوصیات و ویژگیهای خاص و منحصر به فرد است که جذب طرف مقابلتان میشوید. استقلال شخصیت اوست که علاقه و احترام در شما ایجاد کرده و شما را به سمت او میکشاند.
فراموش کردن خود و رسیدگی کمتر به خودتان ــ وقتی به درجه ای از آسایش و راحتی در رابطه میرسیم، کمتر به ظاهر خودمان توجه میکنیم. دیگر بدون توجه و ملاحظه رفتار کرده و خیلی اوقات ممکن است موجب آزرده خاطر شدن همسرمان شویم. ممکن است وزنمان بالا رود، عادتهایی ناسالم پیدا کینم، کمتر ورزش کنیم و بیشتر تنقلات بخوریم. این عادتها فقط از روی راحتی و آسایش نیست. اینها روشهایی برای محافظت از خودمان از نزدیکی مداوم است. این عادتها معمولاً اعتمادبه نفس ما را از بین برده طرفمان را از ما دور میکند.
نداشتن فعالیتهای اشتراکی ــمعمولاً در ابتدای رابطه همه ما هیجان داریم که چیزهای جدید را با هم امتحان کنیم و ماجراهای جدید را تجربه کنیم. وقتی رابطه به شکل عادت درمی آید، درمقابل تجربیات جدید مقاومت میکنیم. بدگمان تر و انتقادی تر میشویم و تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با همسرمان نشان میدهیم. خیلی مهم است که علایق همسرتان را در نظر داشته و فعالیتهایی که هر دو از آن لذت میبرید را در کنار هم انجام دهید. عشق در خلاء نمیتواند وجود داشته باشد. کمی سرعت زندگیتان را پایینتر بیاورید و برای حرفزدن و ارتباط برقرار کردن با هم وقت بگذارید تا بتوانید صمیمیتتان را حفظ کنید. انجام کارهایی که به همسرتان نشان دهد دوستش دارید، به روشن نگه داشتن شعله عشقتان کمک میکند.
ارتباط شخصی کمتر ــ وقتی برای حرف زدن با همسرتان وقت میگذارید، آیا درمورد چیزهایی معنادار حرف میزنید؟ آیا گفتگوهایتان بیشتر حالت عملی و کاری گرفته و رنگ دوستی ندارد؟ خیلی مهم است که زندگیهایمان را با کسانی که دوست داریم تقسیم کنیم. بااینکار میتوانیم خیلی بیشتر آنها را بشناسیم. با این روش آنها را به صورت افرادی مستقل از خودمان میبینیم. این کمکمان میکند آنها را نه به اجبار بلکه به اندازهای واقعی دوست داشته باشیم. کمک میکند دوستی بین خودمان ایجاد کنیم که وقتی میخواهیم حرفی به همسرمان بزنیم، کمتر انتقادی رفتار کرده و وقتی طرفمان نظر خودش را به ما میگوید، حالت دفاعی به خودمان نگیریم. همه این تلاشها، عشق را در رابطه مان تقویت کرده و جاذبه میانمان را بالا میبرد.
فرو خوردن خشم ــ وقتی برای مدتی طولانی با کسی باشیم، خصوصیات منفی آنها را لیست کرده و طوری ضد او میشویم که ما را نسبت به او بدگمان میکند. اگر کینه یا خشمی را در خودتان احساس میکنید، سعی کنید بفهمید. آیا به طریقی ملایم آن را بیرون می ریزید؟ کنار آمدن با مشکلات از جایگاهی عاقلانه باعث میشود حس محبت و دوست داشتنتان را از بین نبرید. شاید ارتباط و گفتگوی صادقانه سخت باشد اما کمکتان میکند همسرتان را بهتر بشناسید تااینکه بخواهید با عینک بدبینی به او نگاه کنید. وقتی عادت کنیم احساساتمان را در خودمان بریزیم و به جای مطرح کردن آنها با همسرمان، بر علیه او جبهه بگیریم، روی یخ اسکیت کرده ایم. حتی وقتی کمکم احساس نزدیکی کنیم، به محض اینکه همسرمان کاری کند که دوست نداریم، دوباره حالت انتقادی میگیریم. وقتی بتوانیم آزادانه چیزهایی که اذیتمان میکند را به همسرمان بگوییم، خیلی راحت تر میتوانیم آن مسائل را فراموش کرده و از دلمان بیرون بریزیم. هرچه توانایی خودمان برای چنین رفتاری را تقویت کنیم، احساس نزدیکی احساسی بیشتری به همسرمان خواهیم کرد. مزیت انعکاس دادن افکار و احساساتمان این است که دیگر به بدگمانی به همسرمان نگاه نمیکنیم.
وقتی نتوانیم این کار را بکنیم، ارتباط احساسی ما با او کمکم از بین رفته و تنها چیزی که برایمان باقی میماند همان پیوند خیالی است. برای برگرداندن شور و عشق به رابطه مان فقط کافی است کارهای کوچکی انجام دهیم که به همسرمان نشان دهیم برای کسی که هست دوستش داریم. اگر هر روز برای مقابله با این رفتارهای عادتی قدم برداریم، به سمت ارتباطی رضایت بخش تر و توام با دوست داشتن خواهیم رفت.
زوج های جوان قدر یکدیگر را بدانید
گردآوری: جوانی ها
چرا شعله عشق بعد از ازدواج فروکش میکند؟,فروکش شدن شعله های عشق بعد از ازدواج,شور و عشق,زناشویی,زن و شوهر,همسر,خشم,اعتماد به نفس,تلفیق هویتها,فراموش کردن,جاذبه جنسی,رابطه جنسی,انرژی,استقلال,رابطه صمیمی,دوست داشتن,پیوند,احساس,شعله عشق,دروغ,خیانت,عشق,ازدواج,رابطه زوج ها
مادر بودن,انرژی,کشمکش,استرس,زن و شوهر,اضطراب,افسردگی,عصبانیت,زنان,تربیت,فرزند,واکنش,زناشویی,میل جنسی,مغز,پروژسترون,حساس,میانسالی,شهود,شیر دهی,ارگسام,بی اعتمادی,همسر,مشاجره,یائسگی,شهوت,سیستم عصبی,ارضا,عادت ماهیانه,هورمون,خشونت,آقایان درمورد مغز خانمها بدانند,استروژن,سبک لباس پوشیدن,تفاوت های جنسیتی,دوران بارداری,تستوسترون,بیولوژیکی,رازی که همه آقایان باید درمورد مغز خانمها بدانند,بچه,آقایان درمورد مغز خانمها بدانند ,دوران نوجوانی
آقایان درمورد مغز خانمها بدانند میل جنسی
رازی که همه آقایان باید درمورد مغز خانمها بدانند,آقایان درمورد مغز خانمها بدانند,میانسالی,دوران نوجوانی,یائسگی,شیردهی,سیستم عصبی,مادر بودن,فرزند,ارضا,عصبانیت,بی اعتمادی,ارگسام,میل جنسی,مشاجره,واکنش,افسردگی,کشمکش,اضطراب,استرس,خشونت,بیولوژیکی,بچه,تربیت,زناشویی,زن و شوهر,همسر,زنان,مغز,شهود,شهوت,تستوسترون,دوران بارداری,استروژن,پروژسترون,حساس,عادت ماهیانه,هورمون,انرژی,سبک لباس پوشیدن,تفاوت های جنسیتی
تفاوتهای جنسیتی مسئلهای ذاتی است.
اختلاف زنان با مردان فقط در فرم اندام و سبک لباس پوشیدنشان نیست.
۱۰ نکتهای اشاره میکنیم که هر مردی باید درمورد زنان بداند:
۱) براساس چرخه عادت ماهیانهاش، هر روز تغییر میکند.
مشکلات قبل از عادتماهیانه، بیشتر از ۸۰ درصد از خانمها را تحتتاثیر قرار میدهد. اما خانمها هر روز ماه تحت تاثیر این چرخه ماهیانه هستند. سطح هورمونها به طور منظم در مغز و بدن خانمها تغییر میکند، ظاهرشان، سطح انرژیشان و حساسیتشان را نیز دستخوش تغییر میکند.
حدود ۱۰ روز بعد از شروع عادتماهیانه، درست قبل از تخمکگذاری، زنان احساس شادی بیشتری میکنند. ناآگاهانه لباسهای جذابتری میپوشند، چون سطح بالای استروژن و تستوسترون او را به پیدا کردن فرصتهای جنسی بیشتر در طول این دوران باروری ترغیب میکنند.
یک هفته بعد از آن، پروژسترون آنها افزایش مییابد، هورمونی که درست مثل والیوم میماند و باعث میشود زنان فقط دوست داشته باشند با یک فنجان چای و یک کتاب در تختخواب زیر پتویشان بروند. هفته بعد از آن، پایین آمدن پروژسترون، موجب آسیبپذیری و حساسیت بالای خانمها میشود.
روحیه اکثر خانمها، ۲۴-۱۲ ساعت قبل از شروع عادتماهیانه، به بدترین وضعیت خود میرسد.
۲) شهودی هستند.
مردها میتوانند خیال خود را راحت کنند که زنان میتوانند به راحتی ذهنشان را بخوانند. اما درک و بصیرت زنان بیشتر از اینکه جادویی باشد، بیولوژیکی است.
در طول مسیر تکامل انسانها، زنان برای توانایی که در زنده نگه داشتن بچهها داشتند، که شامل برآوردن نیاز غذایی، گرمایشی، تربیتی و امثال آن میشود، انتخاب شده بودند. این یکی از دلایلی است که توضیح میدهد چرا زنان نتایج بسیار بهتری در تستهایی که نیازمند درک اشارات غیرکلامی باشد، کسب میکنند. زنان نه تنها ظاهر فیزیکی افراد را بهتر به خاطر میسپارند، بلکه اشارات غیرکلامی که در حالات صورت، اندام و لحن صدا نشان داده میشود را درک میکنند.
اما این مهارت فقط محدود به بزرگ کردن فرزند نیست. زنان عمدتاً از آن استفاده میکنند تا بگویند رئیس، شوهر یا حتی غریبه ها چه در سر دارند.
۳) از خشونت دوری میکند.
موقعیتهای استرسزا در مردان واکنش جنگ و گریز ایجاد میکند اما محققان نشان دادهاند که زنان بعد از حس کردن یک تهدید، به طور غریزی واکنش تمایل یا دوستی را از خود نشان میدهند. این یعنی برای ایجاد اتحاد استراتژیک، از واکنش فیزیکی خودداری میکنند.
زنها بخاطر وابستگی بیشتر بچهها به بقای آنها، طوری رشد یافتهاند که از خشونت دوری کنند. (در دوران باستان، مردان پیشینیان ما، برای منتقل کردن ژن خود، فقط باید رابطهجنسی برقرار میکردند اما زنان باید تا به دنیا آمدن بچه و بزرگ کردن آنها زنده میماندند.)
اینطور نیست که زنها خشن نباشند، طریقه خشونتورزی آنها متفاوت است. آنها روشهای غیرمستقیمتری را برای رویارویی انتخاب میکنند.
۴) به طرز متفاوتی به درد و اضطراب واکنش میدهد.
مطالعات تصویری مغز طی ۱۰ سال گذشته نشان داده است که مغز زنان و مردان به درد و ترس به طرز متفاوتی واکنش میدهند. و مغز خانمها حساستر از آن یکی است.
مغز خانمها نه تنها دربرابر استرسهای بسیار کوچکتر هم حساس است بلکه میتواند به سطوح بالاتری از استرس هم عادت کند.
حساسیت استرس میتواند فوایدی در بر داشته باشد: پراکندگی وضعیت ذهنی فرد را برطرف کرده و آن را متمرکزتر میکند. اما اگر این اضطراب مدت زمان بیشتری طول بکشد، میتواند مخرب باشد. یافتههای این مطالعات میتواند توضیح دهد که چرا خانمها بیشتر در معرض افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه و سایر اختلالات اضطرابی قرار دارند.
۵) از کشمکش و مشاجره متنفر است (از بیمحلی، بیشتر).
برای جلوگیری از کشمکش و مشاجره، در طول سیر تکامل انسان، زنان بیش از اندازه حساس به اشارات میانفردی شدهاند، وضعیتی که زنان را نسبت به این برخوردها بیطاقت میکند. جریان شیمیایی که در طول یک مشاجره به مغز زنان هجوم میآورد — مخصوصاً در مشاجراتی که با افراد نزدیک دارند — درست مثل حمله یک بیماری.
احتمالاً بخاطر توانایی بالایی که در خواندن فکر آدمها دارند، حرف نزدن و واکنش ندادن برایشان غیرقابلتحمل است. برای خانمها یک جواب منفی بسیار بهتر از جواب ندادن است.
۶) میلجنسیشان واکنشپذیر است.
میل جنسی در خانمها بسیار تاثیرپذیرتر از آقایان است.
برای اینکه خانمها از نظر جنسی تحریک شوند، مخصوصاً بخواهند به ارگاسم برسند و ارضا شوند، قسمتهای مختلفی از مغزشان باید خاموش شود. و خیلی چیزها میتواند این قسمتها را دوباره فعال کند.
یک زن ممکن است بخاطر عصبانیت، بیاعتمادی یا حتی بخاطر اینکه پاهایش یخ کرده است، پیشرویهای مردی را رد کند. بارداری، مراقبت از بچههای کوچک و یائسگی نیز میتوانند بر میل جنسی خانمها تاثیر بگذارند.
بهترین توصیه برای مردان این است که از قبل برنامهریزی کنند!
پیشنوازی برای آقایان همه آن چیزهایی است که درست ۳ دقیقه قبل از خود عملجنسی اتفاق میافتد اما برای خانمها همه اتفاقاتی است که ۲۴ ساعت قبل از آن پیش آمده است!
۷) بارداری تاثیر قابلتوجهی بر فکر او دارد.
در هشت ماهه اول بارداری، میزان پروژسترون تا ۳۰ برابر میشود و همین باعث میشود که خانمها شدیداً آرام شوند. پروژسترون یک داروی خوابآور بسیار قوی است.
طبق مطالعهای که در سال ۲۰۰۲ انجام گرفته است، مغز زنها در دوران بارداری جمع میشود و تقریباً ۴ درصد کوچکتر از زمان عادی او میشود (نگران نباشید، تا شش ماه بعد از وضعحمل به حالت عادی برمیگردد).
اینکه بارداری باعث میشود زنها به طرز متفاوتی فکر کنند یا نه مسئلهای بحثانگیز است — یک مطالعه اخیر مشکلات حافظه را به هومونهای بارداری مرتبط دانسته است — اما بعضی محققان عنوان کردهاند که این تغییرات، مدارهای مغزی را آماده میکند که رفتار مادرانه را هدایت میکند.
محققان دریافتهاند که این مدارها بعد از تولد ایجاد میشوند. بغل کردن یک بچه، هورمونهای مادرانه ترشح میکنند، حتی در زنانی که تابحال باردار نشدهاند.
۸) مادر بودن اثر قوی بر مغز او دارد.
تغییرات جسمی، هورمونی، احساسی و اجتماعی که بلافاصله بعد از به دنیا آوردن فرزند، زنان با آن روبهرو میشوند، میتوانند یک عمر طول بکشد. چون همه چیزهای دیگر تغییر کردهاند، برای اینکه تا حد ممکن قابلپیشبینی باشد، به همه چیزهای دیگر نیاز دارد، ازجمله شوهرش.
در طول سیر تکامل، پیشینیان ما به ندرت مادرانی تمام-وقت بودهاند زیرا همیشه کسانی برای کمک کردن به بچهداری در خدمت داشتهاند. و یک مادر نهتنها برای بخاطر خودش بلکه بخاطر فرزندش، به حمایت قابلتوجهی نیاز دارد. تحقیقات نشان میدهد که توانایی مادر برای اینکه بتواند نیازهای فرزندش را به طور کامل برآورده کند، میتواند بر رشد سیستم عصبی و روحیات فرزند او تاثیر داشته باشد.
یکی از راههایی که مادر جهان، طبیعت، به او در این راه کمک میکند، شیردهی است. مراقبت از فرزند باعث میشود مادران با استرسهای زیادی دست و پنجه نرم کنند (استرس زیاد میتواند بر قدرت شیردهی آنها تاثیر داشته باشد). حتی در یک تحقیق مشخص شد که شیردهی از کوکائین هم برای مغز زن شادیآورتر است.
۹) دوبار دوران نوجوانی را تجربه میکند.
هیچکس دوست ندارد دوباره نوجوانی را تجربه کند. تغییرات ظاهری و هورمونی که این دوران در ما ایجاد میکند، نهتنها ناراحتی ظاهری و روحی برایمان فراهم میکند بلکه سوالات زیادی از اینکه که هستیم و چه میکنیم در ذهنمان ایجاد میکند.
اما خانمها در سنین قبل از یائسگی وارد یک نوجوانی دوم میشوند. این دوران از سن حدود ۴۳ سالگی شروع شده و در ۴۷ یا ۴۸ سالگی به اوج خود میرسد. (هورمونهای مردان نیز با بالا رفتن سن تغییر میکند اما نه به اندازه خانمها). علاوه بر نامنظم شدن عادت ماهیانه و گٌرگرفتگیها، هورمونهای زنان در طول این دوران آنقدر متحول میشود که به اندازه یک نوجوان دمدمیمزاج میشوند.
طول این دوران از دو تا نه سال ممکن است طول بکشد و در اکثر خانمها تا ۵۲ سالگی به اتمام میرسد.
۱۰) در سنین میانسالی، عاشق خطر کردن میشود.
وقتی آن تغییر به اتمام میرسد، و بدن او وارد دوران «پیشرفته» خود میشود، مغز زنانه دستخوش دومین تغییر خود میشود. بااینکه مردها با بالا رفتن سنشان، علاقه بیشتری به روابط خود پیدا میکنند، زنان در این دوران آماده خطر کردن میشوند — مخصوصاً اگر آشیانهشان خالی باشد.
هنوز هم دوست دارد به دیگران کمک کند اما تمرکز او از خانواده کنونیاش به جامعه منتقل میشود. او بعد از سالها مراقبت از دیگران، حالا تمایل بیشتری برای رسیدگی به خودش و کارش پیدا میکند.
گردآوری: جوانی ها
رازی که همه آقایان باید درمورد مغز خانمها بدانند,آقایان درمورد مغز خانمها بدانند,میانسالی,دوران نوجوانی,یائسگی,شیردهی,سیستم عصبی,مادر بودن,فرزند,ارضا,عصبانیت,بی اعتمادی,ارگسام,میل جنسی,مشاجره,واکنش,افسردگی,کشمکش,اضطراب,استرس,خشونت,بیولوژیکی,بچه,تربیت,زناشویی,زن و شوهر,همسر,زنان,مغز,شهود,شهوت,تستوسترون,دوران بارداری,استروژن,پروژسترون,حساس,عادت ماهیانه,هورمون,انرژی,سبک لباس پوشیدن,تفاوت های جنسیتی
برای پیشگیری از تجاوزات جنسی چه باید کرد؟ ,اعتماد به نفس,برای پیشگیری از تجاوزات جنسی چه باید کرد؟,پسر,تاکسی,نوشیدنی,اتومبیل,روابط جنسی,روشهایی برای پیشگیری از تجاوزات جنسی,مکان های اجتماعی,مرد,مشروبات الکلی,میهمانی,پلیس,تجاوز جنسی
برای پیشگیری از تجاوزات جنسی چه باید کرد؟ روشهایی برای پیشگیری از تجاوزات جنسی
روشهایی برای پیشگیری از تجاوزات جنسی,روابط جنسی,میهمانی,مشروبات الکلی,نوشیدنی,مکان های اجتماعی,اعتماد به نفس,مرد,پسر,پلیس,تاکسی,اتومبیل,تجاوز جنسی,برای پیشگیری از تجاوزات جنسی چه باید کرد؟
بهترین ابزار برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقی، داشتن آگاهی بیشتر نسبت به این موضوع است.
تجاوز جنسی به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد، بدون رضایت اوست. اگر جایی یا با کسی بودید که چندان احساس امنیت و راحتی نمیکردید، همیشه به غریزه خودتان اعتماد کنید.
نکات ایمنی زیر به پایین آوردن احتمال بروز تجاوز جنسی کمک میکند:
• چیزهایی همراه خود داشته باشید که بتوانید در چنین موقعیتی برای جلب توجه و کمک گرفتن از آنها استفاده کنید (مثل سوت یا آژیرهای شخصی).
• بد نیست در یک کلاس دفاع شخصی ثبتنام کنید. اینکار اعتمادبهنفس شما را بالا برده و باعث میشود مهارتهایی عالی برای چنین موقعیتهایی یاد بگیرید.
• سوار اتومبیل غریبهها نشوید. اگر میخواهید از تاکسی استفاده کنید، فقط سوار اتومبیل های مجاز با آرم و تابلوی تاکسی شوید. اگر ماشین شخصی خودتان وسط خیابان خراب شد و کسی پیشنهاد کمک به شما داد تا شما را تا مسیری برساند، از آن فرد بخواهید با پلیس یا نیروی کمکی تماس بگیرد و خودتان در ماشین نشسته و درها را قفل کنید.
• اگر کسی به شما حمله کرد، بلند داد بزنید.
• از راه رفتن یا دویدن در محلهای خلوت و کمرفتوآمد خودداری کنید. سعی کنید برای چنین فعالیتهایی حتماً دوستی را همراه خود داشته باشید. همچنین بهتر است این فعالیتها را در روز روشن انجام دهید.
• در زمان رانندگی درهای اتومبیلتان را قفل کنید و همیشه ماشینتان را در محلهایی باز و روشن پارک کنید.
• درها و پنجرههای خانه را قفل کنید.
• در وسایل نقلیه عمومی همیشه نزدیک به راننده یا صندلی جلو بنشینید. از نشستن کنار پسرها و مردهای غریبه خودداری کنید.
وقتی تنها بیرون هستید:
• از تنها ماندن با کسانی که نمیشناسید یا اعتمادی به آنها ندارید خودداری کنید.
• از جایی که هستید و کسانی که دور و برتان هستند آگاه باشید. هیچوقت در هر دو گوشتان هدفون نگذارید.
• تلفنهمراهتان را همیشه پر شارژ کنارتان داشته باشید.
• از رفتن به محلهای دورافتاده خودداری کنید.
• در محل سکونت، محکم، قوی و بااعتمادبهنفس رفتار کنید.
در میهمانیها یا سایر مکانهای اجتماعی:
• با دوستانتان به میهمانی بروید و درغیراینصورت کنار کسی باشید که میشناسید.
• از نوشیدن مشروبات الکلی خودداری کنید. از دست کسی که نمیشناسید، نوشیدنی نگیرید و نوشیدنی و خوراکی خود را نزدیک به خودتان نگه دارید.
• هیچوقت با کسی که نمیشناسید میهمانی را ترک نکنید.
اگر خود را در محیطی یافتید که تحت فشار برای روابط جنسی بودید که نمیخواستید:
• خیلی روشن برای فرد مقابل توضیح دهید که نمیخواهید این کار را بکنید. یادتان باشد، هیچوقت نباید مجبور به انجام کاری شوید که نمیخواهید.
• از اطراف خود آگاه باشید و بدانید که چطور باید از هر موقعیتی فرار کنید.
• با یکی از دوستان یا اعضای خانواده یک کلمه رمز داشته باشید تا در شرایطی که برای چنین عملی تحت فشار قرار میگیرید از آن استفاده کنید.
• اگر لازم بود برای ترک کردن آن شرایط، دلیلی سر هم کنید.
گرداوری: جوانی ها
روشهایی برای پیشگیری از تجاوزات جنسی,روابط جنسی,میهمانی,مشروبات الکلی,نوشیدنی,مکان های اجتماعی,اعتماد به نفس,مرد,پسر,پلیس,تاکسی,اتومبیل,تجاوز جنسی,برای پیشگیری از تجاوزات جنسی چه باید کرد؟
محققان این حالت شخصیتی را صداقت/ تواضع می نامند (لی و اشتون ۲۰۰۶) و فرهنگ های بسیاری آن را نوعی «ویژگی برتر» می دانند. افرادی که شکل بارزی از این ویژگی را دارند بی ریا، فروتن، بی کینه و به دور از حرص هستند. آنها از دیگران سوءاستفاده نمی کنند، حتی اگر این استفاده پاداش عمل خودشان باشد. در دیگر سو، افرادی که بسیار کمتر از این ویژگی برخوردارند دروغ گو، ازخودراضی و متکبرند. آنها فاقد توانمندی برای همدردی با دیگران هستند و از سایرین سوءاستفاده می کنند. در یک کلام، آنها خودشیفته اند.
بگذارید با این فرض شروع کنیم: برخی افراد خیلی بیشتر از دیگران محجوب هستند.
محققان این حالت شخصیتی را صداقت/ تواضع می نامند (لی و اشتون ۲۰۰۶) و فرهنگ های بسیاری آن را نوعی «ویژگی برتر» می دانند. افرادی که شکل بارزی از این ویژگی را دارند بی ریا، فروتن، بی کینه و به دور از حرص هستند. آنها از دیگران سوءاستفاده نمی کنند، حتی اگر این استفاده پاداش عمل خودشان باشد. در دیگر سو، افرادی که بسیار کمتر از این ویژگی برخوردارند دروغ گو، ازخودراضی و متکبرند. آنها فاقد توانمندی برای همدردی با دیگران هستند و از سایرین سوءاستفاده می کنند. در یک کلام، آنها خودشیفته اند.
گاه افراد صادق و فروتن درگیر روابط عاشقانه با خودشیفته ها می شوند.
آنها بعد از تحمل سوءاستفاده، دروغ گویی و حتی خیانت در برخی روابط، متعجبانه از خود می پرسند «چطور به خودم اجازه دادم با چنین آدمی باشم؟» یا «من چه مشکلی داشتم که این بازی ها و سوءاستفاده های واضح رو تحمل می کردم؟»
بله، این کاملا بی عدالتی است اما دلیل نمی شود که به خود شک کنید یا خودتان را سرسختانه قضاوت کنید.
افراد خودشیفته غالبا جذاب هستند چرا که زمان زیادی را صرف شمایل ظاهری خود می کنند. آنها خوب می دانند چطور راه بروند، لباس بپوشند و جوری صحبت کنند که طرف مقابلشان را مجذوب کنند. در ادامه سه دلیل عمده مطرح می شود که نشان می دهد چرا به ویژه افراد صادق در مقابل جذبه افراد خودشیفته آسیب پذیرتر هستند:
– افراد خودشیفته غالبا بسیار گشاده رو هستند و با آغوش باز از برقراری رابطه استقبال می کنند و به آدم ها نزدیک می شوند. آنها حتی از برملا کردن داستان رفتارهای غیرانسانی گذشته شان ابایی ندارند؛ رفتارهایی مثل خیانت به همسر سابق و بودن با بهترین دوست او، یا فرار از صحنه تصادف برای اینکه نخواسته اند به دلیل رانندگی در حالت مستی دستگیر شوند.
از آن سو، وقتی افراد صادق این داستان ها را می شنوند با خود می گویند «چه جالب! من با چه فرد صادقی آشنا شده ام که حتی به این کارهای گذشته اش اعتراف می کند!» اما واقعیت این است که فرد خودشیفته به دلیل ضعف در داشتن حس همدلی و عاطفه انسانی نمی تواند بفهمد که خودافشاگری درباره کج رفتاری ها و ویژگی های اخلاقی اش منفی است. او در عوض فکر می کند تعریف کردن این اتفاقات نشان می دهد که چقدر باهوش، ماجراجو و خوشایند است.
– تحقیقات اخیر نشان می دهد که افراد صادق دیگران و به ویژه دوستان نزدیکشان را از خودشان صادق تر می دانند (لی و همکاران ۲۰۰۹). بر همین اساس، افراد خوشیفته نیز دیگران را فریبکارتر از خود می بینند و حتی معتقدند دوستان صادق آنها نیز همواره آماده سوءاستفاده از ایشان هستند.
همین طرز فکر متقلبان بهانه خوبی به دست آنها می دهد تا بدون هیچ شکی به سوءاستفاده از افراد صادقی بپردازند که در عشق آنها گرفتار شده اند.
– یکی دیگر از علت های آسیب پذیربودن افراد صادق در مقابل افراد خودشیفته احساس تعهدی است که نسبت به آنها دارند. بعد از شروع یک رابطه عالی و پرمحبت فرد صادق تا حدودی متوجه می شود که معشوق خودشیفته اش دروغ گو و خیانت پیشه است و از وی سوءاستفاده می کند و توقعات بیش از حدی از او دارد. وقتی فرد صادق در واکنش به این مسئله تمایل خود را برای جدایی ابراز می کند فرد خودشیفته از طریق القای حس گناه سعی می کند آن را حفظ کند.
اگر شما فردی صادق هستید که معشوقی خودشیفته دارید، امیدوارم خود را برای تحمل دروغ ها، خیانت ها و سوءاستفاده های او سرزنش نکنید. به سبب یکرنگی، صداقت، و پاکی فوق العاده زیاد شماست که چنین فرد مغرور و فریبکاری می تواند در زندگی تان جولان بدهد.
لطفا خود را «قربانی» یا «احمق» ندانید. دفعه بعد شما در برابر رفتارهایی غیرانسانی و سوءاستفاده ها حساس تر خواهید بود و بی تردید برای ورود یک فرد خودشیفته به زندگی تان محتاطانه تر تصمیم خواهید گرفت.
شاید تصور کنید غم از دست دادن را با آمدن یک فرد تازه به زندگیتان راحتتر فراموش میکنید اما مراقب باشید! این یک فریب بزرگ است! بلافاصله وارد شدن به یک ارتباط دیگر، نهتنها در درازمدت کمکی به از بین رفتن احساسات منفیتان نمیکند بلکه باعث میشود با چشمهای بسته به رابطه دیگری وارد شوید و با اشتباهات خود، شرایط را برای یک شکست دیگر مهیا کنید؛ شکستی که این بار سختتر و ویران کنندهتر خواهد بود.
اگر نشانههایی که گفتیم را در رابطهتان دیدهاید اما دیرتر از آنکه بتوانید کمکی به رابطهتان بکنید متوجه خطرساز بودنشان شدهاید، برایتان متاسفیم. احتمالا این روزها یک جدایی دردناک را تجربه کردهاید و برای برگشتن به زندگی به کمک ما نیازمندید. شاید نکتههایی که در ادامه میآید بتواند به شما برای سر و سامان دادن به زندگیتان کمک کند.
گریه کنید
چیزی که شما را نکشد، قویترتان میکند و قطعا یک نامزدی از دست رفته هم شما را نخواهد کشت. پس حالا که قرار است برای یک زندگی تازه آماده شوید، چند روزی را به سوگواری بگذرانید. اشکالی ندارد، گریه کنید، پرخاشگر شوید و ناسازا بگویید. شما در این چند روز سوگواری از هفت دولت آزاد خواهید بود اما مراقب باشید عزاداریتان برای رابطه از دست رفته بیش از اندازه طولانی نشود و زندگیتان را مختل نکند.
حالا وقت آن است که اتفاقی که افتاده را یکبار دیگر بررسی کنید. در رابطه میان شما و نامزدتان چه گذشته بود؟ چرا از هم جدا شدید؟ سهم شما از آنچه اتفاق افتاده چقدر است و فکر میکنید اگر کجای کار اشتباه نمیکردید، این اتفاق برایتان نمیافتاد؟ حالا وقت آن است که معلم خوبی باشید و از آنچه پیش آمده درس بگیرید.
سرتان را شلوغ کنید
به دوستانی که مدتهاست از آنها خبر ندارید زنگ بزنید، با همکلاسیهای دانشگاهتان قرار بگذارید، برای اضافه کاری در ادارهتان بمانید اما اجازه ندهید فکر و خیال در مورد نامزد سابقتان به ذهنتان برگردد. این فکر و خیالها باید محدود به همان قدم اولی که بعد از جدایی برداشتهاید، یعنی دوره سوگواریتان بماند. پس ماجرا را کش ندهید
زندگیتان را از نو بسازید
راهی برای معنا دادن به زندگیتان پیدا کنید. ممکن است از دست رفتن رابطهای که چند سال از عمرتان را برایش خرج کردهاید، به شما این احساس را القا کند که زندگیتان را بر باد دادهاید اما اگر از همین امروز برای بیشتر رشد کردن و رسیدن به اهدافی که مدتها معلقشان کردهاید استفاده کنید، مجالی برای فکر کردن به این موضوعات برایتان نمیماند.
بدوید
دویدن هم به شما قدرت فرار از فکرهایی که آزارتان میدهد را خواهد داد و هم با ترشح بیشتر هورمون اوکسیتوزین در بدنتان به شما قدرت روانی بیشتری را هدیه خواهد کرد. وقتی هر روز بیشتر از ۴۰ دقیقه ورزش کنید، نهتنها اجازه حمله کردن افسردگی به زندگیتان را نمیدهید بلکه برای دوباره ساختن زندگیتان هم قدرت و نشاط بیشتری پیدا میکنید.
بلافاصله عاشق نشوید
شاید تصور کنید غم از دست دادن را با آمدن یک فرد تازه به زندگیتان راحتتر فراموش میکنید اما مراقب باشید! این یک فریب بزرگ است! بلافاصله وارد شدن به یک ارتباط دیگر، نهتنها در درازمدت کمکی به از بین رفتن احساسات منفیتان نمیکند بلکه باعث میشود با چشمهای بسته به رابطه دیگری وارد شوید و با اشتباهات خود، شرایط را برای یک شکست دیگر مهیا کنید؛ شکستی که این بار سختتر و ویران کنندهتر خواهد بود.
تنها نجنگید
اگر احساس میکنید با وجود همه تلاشهایتان نمیتوانید از دوره سوگواری بیرون بیایید و به خود کمکی کنید، به یک تنه جنگیدن با غمهایتان ادامه ندهید. کافی است به یک روانشناس مراجعه کنید و از او برای برگشتن به روزهای عادی زندگیتان کمک بگیرید.